تبليغاتX

بیچاره دلم که رنجورشده ازدست زمانه...آه میکشد وخون میخورد وآرام نمیشود زناله ...هرجاکه دیدی یک قو آرام وسربه زیرست..شاید به خواب نازش قاصدکی دیده است

قاصدکی به یاد توبه سوی باد فرستاده ام و بهترین آرزوها را برایت به دست قاصدک سپرده ام تا به آستان خدا روانه سازد قو یک اتفاق سفید
 

سلام دوستان عزیزم...مامانم عمل شد ولی امشب  واحتمالا فرداشب هم بمونه  بیمارستان... من چطوری تحمل کنم...

الان بعد این  پست نوشتنم میرم پیش مامانم شب رو نمیذارن  بمونم...شاید برم خونه خواهرم.. وقتی مامانمو بردن عمل خیلی گریه کردم(چشمشو عمل کردن)..اصلا طافتشو ندارم..طفلی مامانم بخاطرمن چی کشیده... نگید نمیدونم که میدونم...یکیشم مونده ۱۰ روزدیگه عمل کنن..مامانم چقدربرام توی بیمارستان لالایی میخوند..کاش منم  براش بتونم این ۲ شبو لالایی بخونم..

 

راستی یک سوال داشتم ازتون..من دانلود منیجرم خراب شده..هیچی نمیتونم دانلود کنم میگه  سریالش جعلیه و باید بخرم ۴۰ هزارو خورده ای..بابا من ازکجا بیارم این همه پولو کسی راه حلی برای من داره؟؟..حتی نصب هم که میکنم ۲ ساعت کارمیکنه فقط...

ازتبریکهاتونم بابت  پست  قبل ممنونم...کامنتدونی این پست بسته است لطفا اگرخواستید کامنت بدید تشریف ببرید  پست  پایین  ببخشید زحمتتون میشه...

 

خدایا تمام مادران مریضو هرچه  زودترشفا  بده اگه بیمارستانن زودی خوب شن  برگردن  خونه...

 

 

[ ] [ ] [ قو ] [ ]
 

 

 

 

مادر ای بهترین مخلوق
ای فداکار ترین موجود

ای مهربان
ای نگران تر از خود من بر من
ای مقدس ترین افریده
ای تمام هستیم عجین شده با هستیت
ای رویای به حقیقت پیوسته
ای زندگی دوباره
ای بخشنده ترین بعد از خدا
ای آن که همچون پیچکی بر وجودم پیچیدی و همچون شمشیری از من محافظت کردی
ای دوست ترین دوست
ای زورق طلایی
ای جامه ی زرین بافت بر تن احساس من
ای روح ستایش در وجود تاریک من
می خواهمت
می خوانمت
تو را پاس میدارم
تو را دوست می دارم
تو را همچون جان میدارم
ای از جان عزیز تر.......

 

 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

 

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».

مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. وحتی فرزند خودرا درهیچ کدام از مراحل زندگی اش تنها نگذاشته و مانند یک حامی همیشه  پشتیبان اوهستند....

 

 

مامانی گلم!!..حتی جرات اینکه به چشمانت نگاه کنم و بوسه  بردستان پاکت بزنم را ندارم ... خیلی ازت شرمنده ام..خیلی زیاد..اما تو خیلی خوبی فراترازتمام خوبیهایی که وجودداره و بینهایت بزرگوارو بخشنده ای..هنگامی که من پرخاشگری میکنم تو با بردباری وصبوری شاید اندکی خشم بگیری اما درنهایت مرا درآغوشت نازمیکنی  ومیبوسی..نمیدانم ازکدام فداکاری ات بنویسم ...توچون فرشته ای که من تا زنده هستم حتی به نامت نیزمحتاجم..منو ببخش گرچه خوب میدونم حتی ذره ای ازمن نرنجیدی و بیشترازهرروز دوستم داری..زیرا تو عاشقترین عاشقایی و بوی بهشت ..درعطرنفسهای توست و نگاهت غرق مهربانی  وشور و صفاست..وطنین نوازشگرت آرامش جان بیتاب  من است...

مامان عزیزم!دربرابرسختیها و مشقتها تنها وتنها شکرگزاری از معبودت را ازتو شنیدم.. هرگز حتی ذره ای ازبارگاه ایزدی شکایتی نکردی..و نوری که درقلبت تابیده هرروز روشن تر  ودرخشنده ترمیشود...تنها امروزروزتو نیست تمام ساعتهایم..لحظه هایم..ثانیه هایم به نام زیبا و مقدس تو مزین  شده...ای همیشه همدم وهمزبان لحظات بی قراری من...تو تنها مادر نیستی زن نیزهستی نمونه بهترین زنی که هیچ گاه بابا رو تنها نگذاشت..یک زن ایثارگر.... صبور..مقاوم و وفادار...درعجبم  ازخلقت خدا ازآفر ینش چنین موجود برتر وآسمانی  که بر پهنای زمین هدیه داده است...

بهترینم!!ای  نازنینم!!چه چیزی میتواند جبران اینهمه استقامت و خوب بودن تو باشد...آیا بهشت نیز میتواند جبران آنهمه دردهایی که کشیدی آنهمه مشقتهایی که دیدی باشد؟؟.. نمیدانم شاید باشد...ولی شک دارم...

هزاران بوسه تقدیمت میکنم..با اشکهایم وسوزصدایم فریاد میزنم که دوستت دارم حتی بیشترازخودم..فدای یک تارمویت ای  مادرم ای  پاکترین پاکترینها....

مامان تورو قسم به حرمت بانو فاطمه زهرا منو ببخش....منو ببخش..

 

 

 

 

این روز عزیزرا هم به تمام مادران سرزمین پاکم تبریک وشادباش میگم ازخدا میخوام که سایه مادران عزیزمون  بالای سرمون  باشه..وهمچنین یادی میکنم از مادران نازنینی که درآغوش خاک خفته اند وبه سوی خدا پرکشیدند...ای خاک چگونه این وجود مقدس را درخود جای دادی شاید تو هم شرمساری  وگرنه اگرمختاربودی دراینکارهرگز مادری را نمیخاسی درتو جای گیرد..مخصوصا مهری عزیزکه به تازگی مادر عزیزش رو ازدست داده..خیلی سخته نبودن مادر..گویا چراغ خانه خاموش میشه..خدا رحمت کنه تمام مادرانی که به رحمت ایزدی رفته اند...وبقای عمرباشه برای سایرمادرانی که هستند انشالله تا سالها به سلامتی به زندگی ما شورو صفا  بدهند..همچنین دوستان وبلاگی هستند که مادرهستند...به این عزیزان هم تبریک میگم انشالله سایه اشون تا سالها بالای سرفرزندانشون باشه..روزمادرمصادف هست با روزمیلاد پاکترین بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا و چه خوب این دومناسبت  باهم و درکنارهم شان و مقام زن را ارج نهاده است....میلاد باشکوه دخت نبی اکرم فاطمه زهرا سده نساء العالمین رو به همه شیعیان جهان تبریک میگم..انشالله به حرمت این بانوی گرامی همه دوستان به خواسته هاشون برسن...

درضمن ترانه ی انتخابی این  پستم به مناسبت روزمادرهست تقدیم به مامان عزیزم وهمه مادران گرامی..باصدای لیلا فروهر...

 

 

 

 درپایان خدمت دوستان گلم عرض کنم که ..درپست قبلی دوتا عکس گذاشته  بودم و ازشما خواسته  بودم که بگید این عکسها متعلق به چه گل  وچه درختی هست...

درخت رو اکثردوستان درست گفتند بید مجنون  بود ولی گل رو هیچ کدوم درست نگفتید خیلی تابلو  بود وراحت میشد جواب داد چون من درقسمتهای دیگرعکسشو گذاشته  بودم..اونا گلهای قاصدک هستن درواقع  قاصدک اول به  صورت گل زرد هست بعدش تبدیل به اون شکل میشه...که درعکس زیربازهم قاصدک میبینید با گلهای زرد که اون گلها قاصدک هستن...

[ ] [ ] [ قو ] [ ]
وقتی پاییز برگ ریز شروع شد روزگارتلخ من نیزآغازشد...

ساکت وساده وسبک بود٬قاصدکی که داشت میرفت. فرشته ای به او رسید وچیزی گفت.قاصدک بی تاب شدو هزار بار چرخید وچر خید و چرخید.

قاصدک رو به فرشته کردو گفت:"اما شا نه های من ظریف است.زیر بار این خبر می شکند.
من نازکتر از آنم که پیامی این چنین بزرگ را با خود ببرم."



فرشته گفت:"درست است٬آنچه تو باید بر دوش بکشی نا ممکن است وسنگین٬حتی
برای کوه.اما تو می توانی چون قرار است بیقرار باشی."

فرشته گفت: "فراموش نکن نام تو قاصدک است وهر قاصدکی یک پیامبر."

آن وقت فرشته خبر را به قاصدک داد ورفت وقاصدک ماند وخبری دشوار که بوی ازل وابد میداد.

حالا هزاران سال است که قاصدک می رود٬می چرخد ومی رود.می رقصد و می رودوهمه میدانند که اوبا خودخبری دارد

دیروز قاصدکی به حوالی پنجره ات آمده بود.خبری آورده بود وتو یادت رفته بودکه هرقاصدکی
یک پیامبر است.پنجره بسته بود٬تو نشنیدی واو رد شد!!

اما اگر باز هم قاصدکی را دیدی دیگر نگذار که بی خبر بگذارد وبرود.ازاوبپرس آن خبری که روزی فرشته ای به او گفت و اواین همه بی قرارشد چه بود

کد متحرک کردن عنوان وب


کدهاي موزيک وبلاگ

ای قاصدک !بشنو زبان حال قورا..مرا آب دیده وترا بادصبا غمازاست وگرنه عاشق ومعشوق رازدارانند